جستجوگر در این تارنما

Friday, 29 July 2011

خودرو کرایه ای مناسب برای محیط زیست

رانندگی در شهرها دیگر دلچسبی سابق را ندارد. خیابانهای مملو از انبوه خودروها، نبود امکانات مناسب برای پارک کردن و دودی که بر اثر ترافیک حاصله از ازدیاد خودروهایی که به پیش نمیروند و یا در جستجوی محلی برای پارک کردن سرگردان هستند، آخرین ذرات طاقت انسانها را نیز به کار میگیرند. از همه اینها که بگذریم مسئله مخارج نگاهداشتن خودرو پیش میآید که آنهم بنوبه خود میتواند معضلی باشد.
ایده نو مطرح شده از سوی کارخانه مرسدس بنز میتواند که راهگشا باشد. این طرح نو ازدحام خودروها را در خیابانها یکشبه برطرف نمیکند اما میتواند که در میان مدت و دراز مدت تعداد خودروها را در خیابانها بطور چشم گیری کاهش دهد و به صرفه جوئی در مخارج  و هدفمند کردن آنها نیز بینجامد.

از پائیز سال 2008 کنسرن دایملر بنز پروژه  Car2Go  را در شهر  اولم   آلمان آغاز نمود. بنظر میرسد که اساس این ایده موفقیت آمیز بوده و مورد پذیرش دیگران نیز قرار گرفته باشد زیرا هم اکنون در شهرهای اوستین  تگزاس و هامبورگ و اشتوتگارت آلمان از روی این طرح الگوبرداری و به آن قیاس داده شده است.
پروژه Car2Go کرایه دادن خودرو برای مدتی معمولا  کوتاه در شهر میباشد.  شبیه این  طرح  را  کشورهای  اروپایی مدتهاست  که  برای دوچرخه  (ن. ک. به  دوچرخه های کرایه ای شهری ) با موفقیت پیاده و اجرا مینمایند.
زمانیکه در ماه مارس امسال کارخانه دایملر شروع پروژه کرایه خودروهای کوچک را در شهر هامبورگ اعلام نمود، شهردار هامبورگ با خوشحالی آنرا پذیرفت. هر چه باشد هامبورگ امسال پایتخت سمبولیک حفاظت از محیط زیست کشورهای اتحادیه اروپا میباشد.

در پروژه هامبورگ خودروهای در اختیار گذاشته شده که تعدادشان 300 عدد میباشد، مدل اسمارت مرسد بنز هستند. شرایط کرایه کردن خودروها بصورت زیر است.
برای هر دقیقه استفاده از این خودرو مبلغ 29 سنت تعیین گشته است و کسانیکه بیشتر از یکساعت خودرو را در اختیار خود داشته باشند بایستی مبلغ  پانزده یورو بعلاوه هزینه دقایق کرایه شده را پرداخت نمایند. در این مبلغ بیمه خودرو، هزینه سوخت و تعمیر بر اثر اصطکاک خودرو نیز منظور گردیده است و کرایه کننده خرجی را از این بابت متقبل نمیگردد.
برای اینکه استفاده از این خودروی کرایه ای تشویق گردد، از طرف شهرداری مقرر گردیده  که پارک کردن با آن در تمامی پارکینگهای عمومی رایگان میباشد.
کارشناسان معتقدند که ترس از پرداخت مبالغ گزاف برای استفاده طولانی از این خودرو مانع از آن خواهد شد که راننده با آن بی هدف در خیابانها گردش نماید و همین امر نیز سبب خواهد گشت تا مصرف سوخت خودرو چه برقی باشد و چه بنزینی، پایین بیاید و این خود کمکی است به حفظ محیط زیست.
اینکه این پروژه به تمامی اهدافی که به آن اشاره کرده است خواهد رسید یا نه را هنوز کسی نمیتواند با قاطعیت پیش بینی کند. آینده درست بودن یا نبودن این گمانها را نشان خواهد داد.

Tuesday, 26 July 2011

پیمان قطب جنوب

پنجاه سال پیش در بیست و سوم ژوئن سال 1961 زمانیکه دیوار برلین در حال ساخته شدن بود و دو بخش آلمان را از یکدیگر مجزا میکرد و زمانیکه ابرقدرتها زرادخانه اتمی خود را برای جنگ سرد گسترش میدادند، پیمان قطب جنوب منعقد گشت.
حدود پنج سده پیش از آن یعنی زمانیکه کریستف کلمب در یکی از جزایر قاره آمریکا فرود پا به خشکی نهاد، سرزمین تازه را بی توجه به انسانهائی که در آن زندگی میکردند، بنام پادشاه پرتغال تصاحب نمود.
در سال 1969 زمانیکه نیل آرمسترانگ بر سطح کره ماه فرود آمد، بلافاصله پرچم آمریکا را در خاک آن فرو برد و آن بخش را مایملک آمریکا نامید. درسال 1911 زمانیکه  روآلد آموندسون  نروژی  بعنوان  نخستین انسان به یخهای کرانه قطب جنوب  رسید و پرچم نروژ را در آن فروبرد، کاشفان و پژوهشگران دیگر کشورها هم به تقلید از او روی به سوی این قاره  نهادند و پرچمهای  کشورهای خود را در بخشهای گوناگون آن به اهتزاز درآورده و بنام  کشورشان تصاحب  نمودند.
دریاسالار ریچارد بیرد  Richard_E._Byrd  نیز در سال های 1946 و 1947 از سوی نیروی دریای آمریکا ماموریت یافت در عملیاتی بنام  "خیز بلند" که در آن 13 کشتی، 20 هواپیما و 4700 سرباز آمریکایی شرکت داشتند، از قطب جنوب نقشه برداری نماید.  او دستور داد تا از هواپیما پرچمهای کشورهایی که آنزمان عضویت  سازمان ملل را داشتند در نقاط گوناگون این قاره پرتاب نمایند به نشان اینکه این قاره متعلق به تمامی کشورها و ملتها میباشد و بایستی که از سوی همه اعضای جامعه جهانی مدیریت گردد.
با وجود این کشورهای زیادی در جهان هستند که ادعاهای ارضی بر بخشی از این قاره پوشیده از یخ و برف را دارند. کشورهایی مانند شیلی، آرژانتین، نیوزلند، استرالیا، بریتانیا، فرانسه، نروژ و آفریقای جنوبی. ابرقدرتهایی مانند روسیه و آمریکا نیز در این میان سهم خود را میطلبند. این کشورها که در زمینه سفرهای پژوهشی و اکتشافی در این قاره سرمایه گذاری کرده اند، سود خود را میجویند و اما همزمان با آن نیز از تقسیم شدن رسمی این قاره میان خود واهمه داشته اند و هنوز نیز دارند.
در سال 1959 به کوشش آمریکا کمیته بین المللی پژوهشهای علمی در قطب جنوب تاسیس گردید که متشکل از بیست کشور بود و در دسامبر همان سال 12 کشور دیگر علاقه خود را به انجام پژوهش در قطب جنوب اعلام داشتند.
در پیمان قطب جنوب، این کشورها با یکدیگر به توافق رسیدند که در این قاره تنها به پژوهشهای علمی بپردازند و مفاد پیمان منظور داشت که از سرزمینهای زیر 60 درجه عرض جغرافیایی بهیچ وجه برای آزمایش سلاحهای خود، مانور نظامی، مستقر نمودن سربازان و انبار نمودن زباله های هسته ای استفاده نگردد. مدت اعتبار این پیمان تا سال 1991 بود. در سال 1991 شانزده کشور دیگر به این مجموعه اضافه شدند و پیمان قطب جنوب را با اندکی تغییرات جزیی برای پنجاه سال دیگر یعنی تا سال 2041 تمدید نمودند.
بنظر میرسد که تا سال 2041 این قاره حفاظت شده باقی بماند. در این سال اعضاء امضا کننده پیمان برای انجام مذاکرات و توافقات نو بدور هم گرد خواهند آمد تا در مورد شرایط تازه با یکدیگر گفتگو نمایند.
شاید تا آنزمان میل به تصاحب  و خصوصیات  فردی  و گروهی انسانها و کشورها بهبود یافته و عوض شده باشد  و انسانها و دولتها منصفانه تر و منطقی تر به کل جهان بنگرند. اینکه آیا اینطور خواهد شد و یا نه  را هیچکس نمیداند اما ............

Saturday, 23 July 2011

صندلی خودرویی که نوار قلب هم میگیرد

سیر منحنی سن انسانها در جوامع اروپایی تغییرات زیادی را برای  آینده پیشگوئی میکند. در آینده  تعداد افرادی که در سنین بالا هنوز پشت فرمان خودرو نشسته اند بسیار زیادتر از امروز خواهد بود. همزمان نیز تعداد افراد پا به سن گذاشته ای که مشکلات قلب و عروق دارند افزایش خواهد یافت. ادغام این دو فرضیه با یکدیگر انسان را متقاعد میسازد که در آینده احتمال افزایش ضریب تصاعدی سوانح رانندگی که بر اثر حمله قلبی  راننده بهنگام رانندگی رخ دهند، وجود خواهد داشت. 
مشاهدات و مطالعات نشان میدهند که در آینده بیش از 40 درصد افراد بالای 65 سال مشکلات قلبی خواهند داشت.
مهندسین کارخانه خودروسازی  فورد  با همکاری دانشگاه صنعتی شهر آخن که از جمله دانشگاههای پیشرفته کشور آلمان میباشد در حال طراحی یک نوع صندلی برای راننده هستند که ضربان قلب  راننده را اندازه  و نوار قلب او را میگیرد. در صورت لزوم این خودرو با روشن کردن و بکارانداختن چراغهای خطر چشمک زن و فعال نمودن ترمز و بستن پدال گاز، خودرو را به حاشیه خیابان هدایت کرده و در آنجا متوقف میسازد.
این صندلی مخصوص دارای 6 سنسور است که ضربان و نوسانات قلبی راننده را از روی پوشاک اندازه خواهند گرفت و همزمان نیز مستقیما به مراکز درمانی که در رابطه با خودرو هستند، ارسال خواهند نمود. در صورت احتمال بروز خطر، مراکز درمانی پیام و یا نشانه ای را برای راننده ارسال کرده و او را در جریان حال قرار خواهند داد.
برای اندازه گرفتن شدت ضربان قلب و نوسانات آن و ارسال نوار قلب و دریافت پیام از مراکز درمانی وجود دستگاه هماهنگ کننده (Sync) در خودرو ضروری میباشد. دستگاههای هماهنگ کننده هم اکنون نیز در برخی از خودروها وجود دارند. خودروهای جدید فورد از سال آینده مسیحی به این دستگاه که مرکز و تنظیم کننده ارسال و دریافت  پیامهای الکترونیکی در خودرو میباشد، مجهز خواهند شد.
این صندلی مخصوص هنوز در مراحل اولیه تکامل خود میباشد و هنوز مشخص نیست که میزان تقاضا برای خرید این گونه صندلی تا چه اندازه خواهد بود.
در مورد بها و زمان تولید انبوه این صندلی تاکنون چیزی گفته نشده است.
 

Wednesday, 20 July 2011

ماکس فون اوپنهایم – بخش سوم


لورنس نیز همانند اوپنهایم که  اینک  برای سرویس اطلاعاتی آلمان کار میکرد، بخدمت وزارت امور خارجه و سرویس جاسوسی انگلیس درآمده  بود. او  از سال  1910  تا  1914 در کارکامیش به فعالیتهای باستان شناسی و خاکبرداری  مشغول بود. اما لورنس در این زمینه  به اندازه  اوپنهایم  موفقیت  نداشت  در  عوض خدمات جاسوسی و همآهنگی  خود را در منطقه  بسیار ماهرانه تر و بهتر از اوپنهایم  انجام داد و حتی در برخی موارد  نقشه هایی را که  اوپنهایم  کشیده  و طراحی کرده  بود، لورنس  با  زرنگی  تمام  اقتباس  نموده و ابتکار عمل را  از دست او بیرون کشیده  و به  سود امپراتوری انگلیس  به اجرا درآورد. از میان علل مختلف پیش افتادن  لورنس بر اوپنهایم نیز میتوان یکی  این را شمرد که  لورنس تنها از سوی شیوخ و امرای عرب پذیرفته نشده  بود بلکه  بدویهای  معمولی  نیز او را  پذیرفته بودند.
در سفری که اوپنهایم به عربستان داشت، توانسته بود که  با عبدالعزیز بن سعود  رابطه  نزدیکی برقرار نموده  و هدایایی نیز به او پیشکش نماید بطوریکه ابن سعود  نسبت به اوپنهایم  نظر خوبی داشت. تفنگی که ابن سعود از اوپنهایم  هدیه دریافت کرد که بر روی آن کنده کاری و نوشته شده بود،  در همان زمان نیز چیز نفیسی محسوب میشد و هنوز هم موجود میباشد.  ابن سعود در سال 1901 ریاض را گشود و پس از آن حجاز را تسخیر نموده و خانواده هاشمی را از آنجا بیرون رانده بود.
اوپنهایم  بخوبی میدانست  که اعراب از سلطه عثمانیها بر خودشان ناراضی هستند. عثمانیها که پس از تصرف کنستانتینوپل بلافاصه به جلگه های حاصلخیز رودهای دجله، فرات، رود اردن،  رودخانه لیتانی در لبنان و نیل روی آورده و آنها را به سیطره خود درآورده  بودند،  در درازمدت  نتوانستند که استقلال فکری و مالی اهالی این نواحی را تحمل نمایند. اعراب معتقد بودند از زمانیکه سرزمینهای ایشان به تصرف عثمانیها درآمده است، حقوق  شهروندی ایشان قویا تضعیف گشته و تاریخ  گذشته ایشان به هیچ انگاشته میشود. عثمانیها حتی خلافت بر مسلمین را حق خود میدانستند.  از طرف دیگر عثمانیها متحدین آلمان در جنگ جهانی نخست بودند ولی امپراتوریشان در حال انزوال بود و از اینرو بسود آلمانها نبود که ایشان بیش از این براثر قیامهای مردم و قبایل  مناطق عربی تضعیف گردند ضمن  اینکه این  قیامها نیز  اجتناب  ناپذیر بودند.
همزمان نیز انگلیسیها در مصر حضور داشتند و مایل به پیشروی به سوی دمشق بودند. اوپنهایم بخوبی میدانست  و بدرستی دریافته بود که انگلیسیها بیشترین سود را از سقوط امپراتوری عثمانی خواهند برد و این سقوط هیچ مملکتی را به اندازه انگلیسیها خوشنود نخواهد کرد. سقوطی که دیر یا زود غیرقابل اجتناب  مینمود.
بنابراین اوپنهایم فرضیه انقلاب در سرزمینهای اسلامی دشمنان ما را مطرح کرد که در سال 1914 بصورت کتابی منتشر گردید (Die Revolutionierung der islamischen Gebiete unserer Feinde ). در این فرضیه اشغال سرزمینهای اسلامی مد نظر اوپنهایم نبود بلکه اوپنهایم معتقد بود که حضور آلمانیها در این کشورها و این مناطق  بایستی تنها اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باشد و نه  بیشتر در غیر اینصورت  این امر خارج از حد توانائیهای آلمان میباشد.
برای اینمنظور گروههای آلمانی از ترکیه بسمت خاور بحرکت درآمدند. هدف بخشی از ایشان کمک رساندن به یک ناراضی هندی بنام  ماهندرا پراتاپ بود که اینزمان در کابل اقامت داشت. این گروه را افسر ترکی بنام  کاظم اوزالپ یا کاظم بای   که  از جمعیت اتحاد و ترقی   و جزو دسته  ترکهای جوان  که آتاتورک نیز عضوش بود، همراهی میکرد.
نماینده آلمانی گروه در افغانستان ورنر اوتو فون هنتیگ  بود که مدتی در سفارتخانه های آلمان در استانبول و تهران فعالیت داشت. وظیفه این گروه شوراندن مناطق باختری هند انگلیس بود.  در ایران  ویلهلم واسموس  حقوقدان و شرقشناس  ماموریت یافت تا به جنبشهای  ضد انگلیسی جنوب ایران یاری رساند و میان ایشان همآهنگی برقرار کند.

Monday, 18 July 2011

شادی محیط بانان بین المللی

در هفته سوم ماه ژوئن امسال سرانجام محیط بانان بین المللی دو دلیل برای شادی کردن یافتند که هر دو مورد نیز بر اثر کارهای پایه ای که خود آنها در شرایط سخت و علیرغم جدی نگرفتن ایشان و کارهایشان در ابتدا، انجام داده بودند، میسر گشتند.
مورد نخست : غزال عربی، حیوانی کوچک، سریع، با استقامت، بدنی سپید و پاهای بلند و قهوه ای رنگ که شاخهای صاف و درازی دارد تا چند دهه پیش امیدی برای باقی ماندنش نبود. آخرین گونه آزاد آنرا در سال 1972 شکار کردند. تنها چند گونه آنرا در باغ وحشها و مناطق حفاظت شده که بسیار کم هم بودند، نگاه میداشتند. آنزمان در سطح جهانی و منطقه ای خلاء بزرگی ازدانش و آگاهی در درون دولتیها و ملتها وجود میداشت که وقوع چنین اتفاقاتی را اجازه داده  و تحمل میکرد.
برنامه احیاء گونه غزال عربی که در ادبیات و نقاشی عرب از آن با نام  ال مها   یاد میگردد در سال 1982 در کشور عمان آغاز گردید و تا رسیدن به مرحله نسبی موفقیت  سه دهه بطول انجامید. امروزه حدود 1000 عدد از آنها دوباره در شبه جزیره عربستان در کشورهای عمان، امارات متحده عربی، عربستان و اردن و در محیط زیست طبیعی خود زندگی میکنند. غزال عربی در دسته های 8 تا 10 راسی زندگی میکند و میتواند که آب را از کیلومترها دور بو کند. بنظر میرسد که غزال عربی که هم اکنون در شبه جزیره بطور جدی مراقبت و حمایت میگردد، بازگشت خود را جشن گرفته باشد.
این موضوع اما در مورد دیگرگونه های تهدید شده از خطر انقراض صدق نمیکند. بسیاری از آنها در جدال برای بودن یا نبودن هستند و در این مورد جای هیچگونه پرسشی نیز نیست. در فهرست سرخی که بتازگی از سوی  اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست   IUCN (International Union for Conservation of Nature)   منتشر گردیده این گونه های در حال انقراض به دو دسته درمعرض خطر و بسیار در معرض خطر تقسیم شده اند.
مورد دوم : گسترش مساحت جنگلها در اروپا که در جراید این قاره با شادی از آن با سرمقاله هایی نظیر جنگلها دوباره زمینهای از دست داده را فتح میکنند و نظیر آن یاد گشت.
در آخرین گزارش سازمان ملل از وضعیت جنگلها بنام  State of Europe’s Forests 2011 که در هفته سوم ماه ژوئن امسال منتشر گردید، آمده است که در بیست سال گذشته بطور متوسط سالانه 8000 کیلومتر مربع به مساحت جنگلهای اروپا افزوده شده است. بیست درصد از این افزایش سطح جنگل در آلمان اتفاق افتاده است.
درحال حاضر مساحت کل جنگلهای اروپا که یک چهارم کل جنگلهای جهان را تشکیل میدهند برابر با 10،2 میلیون کیلومتر مربع میباشد و با وجود این تمامی کشورهای اروپایی کوشش فراوان میکنند که بر مساحت جنگلهای آنها تا آخرین حد ممکن افزوده شود.
چهارماه پیش از آن سازمان تغذیه جهانی   FAO   هشدار داد که در جهان جنگلها بسرعت در حال نابود شدن هستند. با توجه به این هشدار و همزمان درنظر گرفتن رشد مثبت مساحت جنگلها در اروپا، آمریکا و تاحدی چین، میزان رشد منفی جنگلها در دیگر نقاط جهان حالت بسیار نگران کننده ای را نمایان میسازد و ابعاد وحشتناکی بخود میگرد که نشان از کم توجهی دیگر کشورها میباشد.
در سطح جهان سالانه 130000 کیلومتر مربع جنگل نابود میگردد که این برابر است با از بین رفتن  زمین جنگل خیزی است به بزرگی  35  زمین فوتبال آنهم در هر دقیقه.
متخصصین امور محیط زیست و بقای وحش بزرگترین عامل انقراض گونه ها را که کم هم نیستند و همچنین نابودی جنگلها را دخالتهای بیجا و غیر منطقی بشر در امور طبیعی و گسترش فرهنگ کشاورزی تک محصولی میدانند که در آغاز سودهای نسبتا بزرگ آنی اما کوتاه مدت و کم دوام بهمراه میآورند ولی آسیبهای طولانی و پایدار به طبیعت و محیط زیست وارد میکنند. این آسیبها نهایتا به ضرر خود باشندگان می انجامند.
پژوهشگران و خبرگان امور محیط زیست و بقای وحش آگاهی دادن مستمر و قابل فهم برای توده ها را بهترین و موثرترین راه برای مقابله با این معضل می بینند که کاری بسیار سنگین و زمان بر میباشد.

Saturday, 16 July 2011

ناوگان چین و دریاسالار بخارائی پادشاهی میانه – بخش پایانی

سفر سوم چنگ هه که در سال 1409 آغاز شد با 48 کشتی و 30000 نفر خدمه انجام گرفت. مسیر این سفر نیز همانند سفر نخست بود تنها با این تفاوت که اینبار پادشاه سریلانکا  در مقابل چینیها رفتاری خصمانه داشت. سربازان چنگ هه نیروهای پادشاه سریلانکا را شکست دادند و او را به اسارت گرفتند. پادشاه را بهمراه خود به چین بردند.

اواخر سال 1412 چنگ هه از سوی امپراتور چین دستور یافت که چهارمین سفر ناوگان گنج را به انجام برساند. پس از انجام تدارکات لازم چنگ هه توانست که اواخر سال 1413 به این سفر مبادرت ورزد. هدف این ماموریت که با 63 کشتی و 28560 نفر خدمه انجام گرفت، تنگه هرمز و شاخاب پارس بود، جائیکه مرکز داد و ستد مروارید شاخاب پارس، فیروزه ولاجورد افغانی، گوهر و عقیق خراسانی و لعل یمانی بود. از آن گذشته این شاخاب یکی از آسانترین راههای ممکنه برای رساندن کالا به دمشق و حلب و سپس اروپا و برعکس شمرده میشد. بخشی از این ناوگان در نیمه راه به سوی کرانه های خاوری آفریقا و حتی تا موزامبیک روان گشت. در سال 1415 این ناوگان که دوباره بهم پیوسته بود بهمراه فرستادگان سیاسی و بازرگانی آفریقا و مناطق عربی و همچنین گنجینه ای قابل توجه به  نانجینگ بازگشت.

یونگله  امپراتور چین در سال 1417 دستور انجام سفر پنجم ناوگان گنج را صادر کرد تا فرستادگان سیاسی و بازرگانی سفر پیشین را از نانجینگ به کشورهایشان بازگردانند. ناوگان گنج پس از رفتن به سوی شاخاب پارس رو به سوی کرانه های آفریقا نهاد و حتی به  موگادیشو  واقع در سومالی نیز سرزد. این ناوگان در سال 1419 به چین بازگشته بود.

ششمین سفر در بهار سال 1421 انجام گرفت. در این سفر چنگ هه پس از گذشتن از کرانه های آسیای جنوب شرقی بسوی هند و سپس شاخاب پارس رفت. از آنجا او بسوی دریای سرخ و آفریقا حرکت نمود. خود چنگ هه در اواخر سال 1421 به چین بازگشت اما بقیه ناوگان در سال 1422 بسوی چین روانه گشت.
در سال 1424 امپراتور یونگله  درگذشت و این بمعنای بکنار گذاشتن ناوگان گنج از سوی امپراتور جدید هونگ سی   پسر یونگله بود. بنای حکومت هونگسی  نزدیک  گشتن به رعایا بود. او میدانست که رعایای خرد شالوده حکومت  او میباشند و در نتیجه رضایت  نداد  تا ساخت  کشتی  و تجهیز نمودن آنها  باری بر دوش توده مردم گردد. بنابراین او کشتی سازان و خدمه کشتی ها را  پاداش داده  و مرخص نمود  و  چنگ هه را نیز فرماندار نظامی پایتخت  یعنی  شهر نانجینگ نمود.

امپراتور هونگ سی در ماه  مای  سال 1425 از دنیا رفت.  پسرش شوان دو  نخست یکی از عموهای یاغی شده خویش را سرکوب و دستگیر نمود و بهمراه 600 نفر از ملازمان بلند پایه اش بکشت، و سپس بر تخت سلطنت نشست. او اهداف پدربزرگش  یونگله  را دنبال نموده و دستور داد تا ناوگان گنج را دوباره احیاء نمایند. سپس در سال 1430 چنگ هه را دوباره دریاسالار نموده و به او دستور داد تا با صد کشتی و 27500 خدمه هفتمین سفر را انجام داده و بسوی تایلند و مالاکا حرکت نماید و روابط چین را با این کشورها دوباره برقرار سازد.

پایان کار چنگ هه و ناوگان دریایی او
پس از بازگشت چنگ هه از آخرین سفرش بمناسب لشکرکشی مجدد قبایل شمالی، وضعیت میان چین و مغولهای مهاجم دوباره به وخامت گرائید.  دربار چین مجبور گردید که برای مقابله نظامی با مغولها هزینه های سنگینی را متحمل گردد و همین نیز سبب شد تا سرمایه گذاری در اکتشافات دریایی و ناوگان گنج بشدت محدود و سرانجام نیز متوقف گردد زیرا این سفرهای دریایی از دیدگاه  اقتصادی  توجیح چندانی  نداشتند و تنها برای بسط نفوذ سیاسی چین و عرض اندام  نمودنش بعنوان وزنه ای که نمیبایست  فراموشش کرد و از نظر بدورش داشت،  مفید واقع میگشتند.
بخش بزرگی از کشتی های ناوگان چنگ هه را در اختیار نیروی دریایی امپراتور چین قرار دادند و بخش دیگر همچنان در صحنه بازرگانی دریایی چین باقی ماند و سالهای درازی پس از آن حتی گسترش هم یافت ولی هیچگاه به بزرگی و اهمیت زمان چنگ هه نرسید. این وضع همچنان باقی ماند تا زمان جنگ تریاک که اگر فرصتی پیش آمد درباره آن نیز خواهم نوشت.

بهر رو، گزارشها در مورد مرگ چنگ هه گوناگون میباشند. بنا به برخی از این گزارشها چنگ هه در سال 1433 پس از بازگشت  از آخرین سفر دریایی خود درگذشت و برخی دیگر تاریخ مرگ وی را سال 1435 بیان میدارند. گور چنگ هه در  نانجینگ  و در نزدیکی کارگاههای  کشتی سازی  آنزمان  قرار دارد که  بازمانده  سه عدد از آنها هنوز هم مشاهده میگردند. گور از سنگ  بزرگ و سپیدی  ساخته شده  است. این  گور در سال 1985 میلادی  بمناسبت  پانصدوهشتادمین سالروز نخستین سفر دریایی چنگ هه بازسازی و مرمت گردید.
در سال 2005 میلادی جشن ششصدمین سالروز نخستین سفر چنگ هه در چین برگزار گردید و در بیست و چهارم ماه مای آنسال کشتی که از روی مدل ناو اصلی چنگ هه دوباره سازی شده بود در بندری بنام کینگدائو   Qingdao  به آب انداخته شد تا در مدت چهل روز در امتداد کرانه های چین و هفده کشور آسیایی و آفریقایی به یاد چنگ هه به سفر پرداخته و یادش را گرامی دارد.
در خود نانجینگ بر سر گور چنگ هه مجسمه ای از او برپا گردید که بر روی آن "الله اکبر" حکاکی شده بود.





Monday, 11 July 2011

خودروهای هیدروژنی، تولید آب بجای دود

سوخت مورد مصرف این خودرو نه بنزین است و نه گازوئیل. این خودرو هیدروژن مصرف میکند.
تا کنون دویست عدد از آن توسط کارخانه مرسدس بنز ساخته شده و جهت تبلیغ و آشنایی در اختیار مشتریان قرار گرفته است. وزیر راه  و ترابری آلمان از جمله آنهاست.  خودروی هیدروژنی نخستین بار در سال 1838 توسط شیمیدانی بنام کریستیان فریدریش شون بین Christian Friedrich Schönbein   اختراع گردید.
اساس ایده او امروزه هم در خودروهای پیشرفته بکار گرفته میشود : ترکیب هیدروژن با اکسیژن. در این ترکیب  و انجام کنش و واکنش میان ملکولها، برق تولید میگردد که میتواند یک موتور برقی را بکار اندازد. جالب توجه این میباشد که در این کنش و واکنشها بجای دود  بخار آب تولید میگردد.

کارخانه خودروسازی جنرال موتورز آمریکا بهمراه شریک اروپائی خود اوپل یکدهه پیش اعلام کردند که در نظر دارند تا یک میلیون واحد از این گونه خودرو تولید کرده و به بازار عرضه نمایند. حقیقتا نیز اوپل در سال 2004 با عرضه نمودن اوپل زفیرا هیدروژن3  گام بزرگی را در زمینه تولید انبوده اینگونه خودرو برداشت اما ادامه تولید انبوه با مشکلاتی مواجه گردید از جمله فراهم نبودن شرایط و وسایل پمپ هیدروژن بجای پمپ بنزین در کشورها و آماده نبودن دستگاههایی که بتوانند در سطح انبوه برای این منظور هیدروژن تولید کرده و به بازار عرضه نمایند.
هیدروژنی که برای مصرف خودروهای هیدروژنی بکار گرفته میشود بایستی پیش از آن تا 700  بار  فشرده شده و سپس به باک هیدروژن خودرو تزریق گردد.
خودروی بنزی که با موتوری به قدرت 136 اسب بخار کارمیکند، قادر است که با یک باک پر و سرعت 130 کیلومتر در ساعت بمدت دوساعت تمام حرکت نماید. بر روی صفحه خودرو بجای لیتر کیلوگرم وجود دارد که حداکثر 3،2 کیلوگرم را نشان میدهد. با هر کیلو هیدروژن میتوان حدود 100 کیلومتر راه پیمود بشرطیکه سرعت حرکت خودرو مناسب انتخاب شود (100 کیلومتر درساعت).
پرکردن باک این خودرو حدودا سه دقیقه طول میکشد که در مقایسه با پرکردن باتری خودروهای برقی که حدودا نیم تا یک ساعت طول میکشد، زمان بسیار کوتاهی است.

Friday, 8 July 2011

ناوگان چین و دریاسالار بخارائی پادشاهی میانه – بخش دو

این هیئت  تبعیدی بخارائی  بهمراه  شمس الدین عمر بخارائی و همراهانش بودند که  اسلام  و  نیز زبان فارسی را در این ناحیه از چین گسترش و بسط دادند. شمس الدین عمر پس از مرگ این منصب را برای پسرانش ناصرالدین و حسین که توسط تعلیم و تربیت  خود او به  این مشاغل  آشنا و برآنها  کاملا  مسلط گردیده بودند، به میراث بگذاشت.
بازگردیم به دنبال ماجرای چنگ هه. در سال 1382 میلادی یعنی زمانیکه چنگ هه  یازده سال  بیشتر نداشت چینیها تحت  فرماندهی دودمان مینگ  میخواستند  اراضی اشغال شده خود را  از دست مغولهای متجاوز نجات دهند  پس به یون نان  حمله بردند و آنرا تسخیر نمودند.  چنگ هه بهمراه  دیگران به  اسارت درآمد و او را به دربار شاهزاده  چو دی  که پس از شاه شدن یونگله  نام گرفت، فرستادند. در سن سیزده سالگی او را خواجه نمودند زیرا در دربار دودمان مینگ  بجز از مردان  خانواده سلطنتی  مینگ، کسی را در دربار نگاه  نمیداشتند که خواجه نباشد.
پس از آن  به او فنون رزم و سیاست ورزی  آموختند  که او در هر دوی  این فنون  سرآمد  اطرافیان  خود گشت. یونگله  برای جلوگیری از نفوذ اشراف و شاگردان مکتب  کنفوسیوس  به خواجه گان که در دربارش کم  هم نبودند این فرصت را میداد تا مشاغل و مسئولیتهایی را بعهده گیرند. او حتی لشکری از خواجه گان در اختیار داشت که گرچه بدستور خانواده سلطنتی خواجه  گشته  بودند اما  وفادارانه  برای  او میجنگیدند. چنگ هه که نام اصلی او ماه هه بود در نبردی  اسب خود را از دست داد و پیاده به جنگ پرداخت از همینرو نیز از سوی شاهزاده چودی با نام چنگ هه خوانده شد و این نام بر روی او باقی ماند.
با سن بیست و پنج سالگی او حدود دومتر قد داشت و نیز چاق گشته بود، امری که در نزد کسانیکه پیش از رسیدن به سن بلوغ خواجه گردند، عادی میباشد. صدایش نیز بسیار نازک و تیز بود.
درسال 1402 میلادی چو دی  شاه گشت و این بمعنای گسترش قدرت و اختیارات  چنگ هه بود. در سال 1403 پادشاه  سمت دریاسالاری  را به او  داده و به چنگ هه امر نمود تا ناوگانی فراهم آورد که توسط آن بتوان حیطه نفوذ چین را گسترش داد.  چین میخواست که پس از به پایان رسیدن دوران  استیلای  مغول بر این کشور، دوباره بعنوان کشوری نیرومند، خود را نشان دهد. بدینوسیله دریاسالار چنگ هه نخستین خواجه ای بود که در چین چنین مقام والایی را در ارتش  بدست آورد.

ناوگان چنگ هه متشکل از کشتی های گوناگونی بود که در میان آنها جونکهای غول پیکر نیز بچشم میخوردند.  جونگ یا  جونک  کشتی های بخصوصی بودند که بصورت طبقه ای ساخته شده  و سپس طبقات مختلف را بر روی هم سوار میکردند. بزرگی برخی از آنها حتی تا به 90 در 40 متر هم میرسید و تا 9 دکل داشتند. محل ساخت  این کشتی ها در زمان چنگ هه  شهر  نانجینگ  بود که در آنجا  قطعات و طبقات آنرا بر روی هم سوار کرده و با بر آب  انداختن آنها  بر روی رودخانه  یانگتسه ، آنها را بسوی دریای آزاد میراندند. نانجینگ تا پیش از بقدرت رسیدن یونگله پایتخت حساب میشد و از امکانات بسیاری برخوردار بود. پس از مستقر گشتن یونگله، پایتخت از نانجینگ به پکن منتقل گردید.
ناوگان  چنگ هه که  ناوگان گنج نیز نامیده  میشد، هزاران تن کالای چینی را با خود حمل میکرد. در این کشتی از قطب نما که در سده یازدهم در چین اختراع شده بود برای جهت یابی استفاده میکردند. برای اینکه بتوانند زمان دقیق  را بر روی این کشتیها محاسبه کنند، چینی ها از چوبهای عود  نشانداری استفاده میکردند که به ده بخش مساوی تقسیم شده بودند. هر چوب برای اندازه گیری یک شبانه روز بکار گرفته میشد. بعبارتی سوختن هر چوب خط دوساعت و بیست و چهاردقیقه بطول می انجامید.

چنگ هه در مجموع هفت سفر را با این ناوگان هدایت و یا سازماندهی نمود.
نخستین سفر دریاسالار چنگ هه در پائیز سال 1405 و با 62 کشتی انجام گرفت که در مجموع  27800 نفر خدمه داشتند. هدف این سفر دریایی شهر  کالیکوت  در شرق هند بود تا در آنجا ابریشم و ظروف چینی بفروشند و در عوض آن فلفل و دیگر ادویه جات را خریداری نمایند. ناوگان چنگ هه نخست در ویتنام لنگر انداخت و از آنجا به جزیره  جاوه  در اندونزی  رفت تا پس از گذشتن از بندر مالاکا در مالزی راه خود را در اقیانوس هند ادامه داده و به سریلانکا برسد. زمستان 1406 و بهار 1407 میلادی را این ناوگان در سریلانکا ماند و به انجام امور بازرگانی و سیاسی پرداخت. سپس چنگ هه راه هند را در پیش گرفت. در راه بازگشت به چین ناوگان چنگ هه با دزدان دریایی برخورد پیدا کرد و آنها را شکست داد و رهبرشان را دستگیر نموده و در ملاء عام گردن زد.
سفر دوم ناوگان گنج  چنگ هه از سال 1407 تا 1409 دوباره بسوی هند بود تا در آنجا به کمک پادشاه کالیکوت شتافته و سلطنت او را نجات دهد. در این سفر خود چنگ هه ناوگان را همراهی نمیکرد بلکه در این زمان بر جریان ساخت معبدی در چین نظارت داشت.

Tuesday, 5 July 2011

رانندگی با چشم بینا در تاریکی شب

پیاده ها در تاریکی شب در معرض خطر تصادم با خودروها هستند زیرا به آسانی قابل رویت نیستند. از همینرو مهندسین بخش برق خودروسازی در حال پژوهش و کار بر روی دستگاهی هستند که خطر تصادف را در شب کمتر نماید.
مجسم نمائید شب در جاده های خلوت حومه شهرها یعنی جائیکه دستکم در اروپا راندن خودرو با سرعت هفتاد کیلومتر در ساعت مجاز میباشد و جاده ها حتی علامتهای حاشیه ای انعکاس نور را ندارند، فردی پیاده و با لباسهای تیره در صدد عبور از خیابان میباشد. حال اگر این جاده کمی هم پیچدار باشد دیگر فرصتی برای راننده باقی نمیماند تا عابر را مشاهده نموده و بموقع به انجام واکنش بپردازد.
دستگاهی ساخته شده و درحال تکمیل شدن است با نام  Dynamic Light Spot  که در چنین مواردی همانند رادار عمل کرده و بیاری راننده خودرو میشتابد. دی. ال. اس. هنوز کامل نشده و بنابراین به مرحله تولید انبوه نیز نرسیده است، تنها برخی از خودروسازان بزرگ مانند آئودی، مرسدس بنز  و  ب. ام. و.  آنرا در مدلهای بسیار گرانقیمت خود بکار برده اند.

ایندستگاه از سه بخش تشکیل شده است که با یکدیگر در رابطه مستقیم میباشند. بخش نخست سنسورهائی هستند که با پرتوی مادون سرخ، گرمای بدن انسان و یا دیگر موجودات زنده  را از راه دور تشخیص داده و آنها را شناسائی میکنند. بخش دوم که در کنار چراغهای  خودرو تعبیه گشته اند با فرستادن دو نورنقطه بسمت موجود شناسائی شده، شکل ظاهری پیکر آنها را بصورت تقریبی ضبط میکنند و همزمان نیز با فرستادن پیام صوتی راننده را متوجه میسازند. بخش سوم این دستگاه که بصورت مانیتور یا صفحه ای بر روی داشبرد خودرو نصب شده، مکان تقریبی عابر پیاده را برای راننده بنمایش میگذارد.
علت فرستادن پیام صوتی به این خاطر میباشد که راننده معمولا از راه شیشه جلوی خودرو به جاده نگاه میکند و نه به صفحه مانیتور. بنابراین بمحض پیدا شدن پیکره ای بر روی صفحه، توسط صدایی به راننده هشدار داده میشود.

در حالت عادی زمانیکه خودرو با سرعت 70 کیلومتر در ساعت در حال حرکت است، بطور میانگین افراد را میتوان از فاصله تقریبی 29 متری تشخیص داد و زمان بسیار کمی برای راننده باقی میماند تا از بروز تصادف جلوگیری نماید در حالیکه با وجود دستگاه جدید موجودات زنده از فاصله 64 متری قابل تشخیص میباشند و راننده فرصت بیشتری برای انجام واکنش خواهد داشت.
در حال حاضر ایندستگاهها تنها یک مشکل عمده دارند و آن بنمایش گذاشتن پیکره همه موجودات بر روی صفحه جلو میباشد زیرا  نرم افزارهای فعلی تنها برای نشان دادن پیکر انسان برنامه ریزی شده اند. 
بدینگونه سنسورهای ایندستگاه میتوانند برای نمونه حرارت بدن گوسپند و یا آهویی را در کنار جاده شناسائی کنند، نورنقطه ها میتوانند خود را بر روی بدن این حیوانات متمرکز نمایند اما صفحه مانیتور از نشان دادن پیکر حیوان عاجز است. بهمن خاطر نیز مهندسین در حال برنامه ریزی نمایه و ضبط شیوه حرکت جانداران گوناگونی هستند که معمولا در کنار جاده ها بچشم میخورند تا آنها را به نرم افزار دستگاه اضافه کنند و آنرا قادر سازند تا پیکرهای گوناگون را از یکدیگر تشخیص داده و بنمایش بگذارد.
اینکه این دستگاهها چه قیمتی خواهند داشت و چه زمان به مرحله نهائی تولید انبوه خواهند رسید را مهندسین تاکنون فاش نکرده اند.
 

Sunday, 3 July 2011

ماکس فون اوپنهایم - بخش دوم


اوپنهایم  حدود 42000  کتاب  کوچک و بزرگ در مورد کشورهای عربی جمع آوری  کرده و به مطالعه دقیق در مورد آداب  و رسوم اعراب نواحی مختلف پرداخت بطوریکه پس از چندی به نوشتن جزوات و مقالات معتبری در مورد امور داخلی و سنن این کشورها روی آورد. کتابی که او در مورد تاریخ  بدویهای عربستان نوشته بود، بتازگی در عربستان دوباره مورد توجه قرار گرفته و مطرح گردیده است.
در سال 1889 در جریان سفری که اوپنهایم به کشور سوریه امروزی که آنموقع بخشی از کشور عثمانی حساب میشد، داشت به ناحیه  تل حلف  که در مرز سوریه و ترکیه امروز قرار دارد، رفت. او که پیش از آن در مورد تاریخ آن منطقه مطالعات دقیقی انجام داده بود  به کاوشهای باستانی در آنجا پرداخت. اندکی بعد و  پس از کمی خاکبرداری به بازمانده مجسمه ها و کاخی رسید که چندان هم از سطح زمین دور نبودند.  بدینوسیله اوپنهایم در میان باستان شناسان نامی گردید.
کاخ سه هزار ساله تل حلف مربوط به یک پادشاه آرامی بنام کاپارا بود که در شهری باستانی بنام گوزانا که قدمتش تا به 4000 سال پیش از میلاد میرسید، زندگی میکرد. 
 
همزمان با این کشفیات و عملیات باستانشناسی اوپنهایم رسما بخدمت  وزارت امور خارجه آلمان نیز درآمد. اوپنهایم در این میان  زبان عربی را بخوبی فراگرفته بود و به راحتی  آنرا صحبت میکرد. او در کاخها و چادرهای  امرا  و شیوخ عرب میهمانی گرامی شناخته میشد و این شیوخ و امرای عرب تقریبا او را از خود میدانستند.
پس از گذشت چند مدت او دوباره به سفر و سیاحت و تحقیق در کشورهای عربی پرداخت و دوستان تازه ای در میان اعراب برای خود دست و پا نمود. نایب السلطنه مصر  عباس حلمی دوم   و   عبدالحمید دوم سلطان عثمانی  از زمره کسانی بودند که اوپنهایم با آنها مراوده و گفتگوهای  متعدد داشت و با آنها در مورد سرزمینهای اسلامی گفتگوهای زیادی انجام داد.

در سال 1910 اوپنهایم  دوباره به تل حلف  در سوریه  بازگشت  تا به کاوشهای  باستانی خود  ادامه دهد، امری که سه سال به طول انجامید و او طی آن توانست که باقیمانده خرابه های کاخ کاپارا را از دل خاک بیرون کشد.  او روزها را فعالانه به تلاش میگذراند و شبها را در چادر خود در کنار دختر پانزده ساله بدوی که صیغه او بود، میگذراند. او از چادر و زندگی خود در آن پیوسته با  نام   "کاخ صحرایی من"   یاد میکرد.
 چیزهایی را که او پیدا کرد به موزه های آلمان فرستادند و تنها  ده درصد از یافته شده ها را خود اوپنهایم نگاه داشت. او آنها را به موزه ای که خود او در شهر حلب ساخته بود، اهدا نمود (واژه جالبی بکار برده شده، او چیزی را که متعلق  به مردمی  نا آگاه  بود دوباره  میابد،  بیشتر آنرا به مملکت خود میفرستد و یکدهم آنرا به همان مردم نا آگاه  هدیه  میدهد  تا در مورد گذشته خود کمی فکر کنند). پسان (بعدا) نوشته خواهد شد که چگونه یافته های او را به آلمان فرستادند.  
در همین دوره سه سال اقامت در تل حلف بود که او توماس ادوارد لورنس  باستان شناس  و شرق شناس انگلیسی را که پسان با نام لورنس عربستان مشهور شد نیز ملاقات نمود. میان ایندو تشابهات کاری و استعدادی فراوانی وجود داشت. شاید اگر  اوپنهایم و لورنس  در یک جبهه قرار میگرفتند  دوستان و همکاران و همفکران بسیار خوبی برای یکدیگر میگشتند اما آنها بزودی به مهره هایی مبدل گشتند که در برابر هم قرار گرفتند.