جستجوگر در این تارنما

Wednesday, 29 June 2011

شکایت بر علیه کارخانه خودروسازی پورشه


سازمان کمک به محیط زیست آلمان DUH  که یک سازمان غیردولتی است  بتازگی بعلت  ادامه  تخلف  در مورد "درست مشخص نمودن میزان  مصرف خودرو"  از سوی کارخانه پورشه  Porsche، از این خودرو ساز به دادگاه فدرال آلمان شکایت نمود.
بنا به گزارش سازمان کمک به محیط زیست آلمان، کارخانه پورشه در طی شش هفته چندین بار خودروهای جدیدی به بازار عرضه نموده که فاقد مدارک شناسائی لازم جهت معلوم  نمودن میزان مصرف سوخت و تولید دی اکسید کربن بودند. بدینوسیله از قانون مصوبه عرضه سند تشخیص میزان مصرف سوخت که در پرونده فروش هر خودرویی بایستی وجود داشته باشد، سرپیچی شده است.
بنا به قانون فروش خودرو کشور آلمان، شرکت سازنده خودرو موظف میباشد تا مدارکی از ایندست را در اختیار بنگاههای فروش خودرو و از طریق ایشان در اختیار خریدار قرار دهد.
یورگن رش سخنگوی  DHU  اظهار داشته که : ما هیچ شرکت خودروسازی را سراغ نداریم که چنین بی پروا قانون عرضه سند مصرف خودرو را زیرپا بگذارد.
در مقابل یک سخنگوی شرکت پورشه اظهار داشته است که : نامه ای برای DHU  فرستاده شده و ما کوشش میکنیم تا این مشکل را حل نمائیم.

این نخستین بار نیست که پورشه و DHU  با یکدیگر دست به گریبان میگردند. در پائیز سال 2010 شرکت خودروسازی پورشه در پی شکایتی که توسط سازمان کمک به محیط زیست آلمان در نزد دادگاه  از وی گشته بود،  از سوی دادگاه محکوم و مکلف گردید تا بجرم خدشه وارد آوردن بر قانون عرضه سند مصرف خودرو بهنگام فروش، مبلغ 20000 یورو جریمه بپردازد.
در نگاه نخست پرداخت مبلغ بیست هزار یورو برای کارخانه ای مانند پورشه اصلا چیز زیاد و با اهمیتی نیست، اما بایستی توجه  داشت که تاثیر تبلیغات منفی و تبعات آن که  در چنین مواردی  به شرکتها وارد میشود، بسیار بزرگتر هستند و شرکتها نهایت کوشش را دارند تا  تمام  هم  خود را به کار  اندازند  که  ازبوجود آمدن چنین برخوردهایی جلوگیری نمایند.

Monday, 27 June 2011

ماکس فون اوپنهایم – بخش نخست


در اکتبر سال 2001  یک گروه چهار نفره از باستان شناسان آلمانی  به سرپرستی لوتز مارتین  موظف گردیدند  که در یک تالار به بزرگی 600 متر مربع،  بیست و هفت هزار قطعه شکسته شده  مجسمه های باستانی مربوط به تل حلف  را که اندازه برخی از آنها بزرگتر از انگشت شصت  دست نبودند، دوباره بهم چسبانده و بازسازیشان کنند (ن. ک. به بازسازی یک گنجینه باستانی ). 
این قطعات متعلق به سی مجسمه ساخته شده از سنگ بازالت  بودند که در جریان جنگ جهانی دوم بر اثر بمباران فسفری و تحت حرارت 900 درجه سانتیگراد  متلاشی  و اجزایشان از هم جدا گشتند. مجسمه ها را فردی بنام  ماکس فون اوپنهایم از سوریه به آلمان آورده بود.

ماکس فون اوپنهایم  Max_von_Oppenheim  در پانزدهم جولای سال 1860 میلادی از پدری بانکدار که کاتولیکی  یهودی الاصل بود بنام بارون آلبرت فون اوپنهایم  و مادری بنام پائولا که مذهبی و متعلق به خانواده ای کاتولیک بود، در شهر کلن آلمان بدنیا آمد. سیمون، پدربزرگ ماکس که خود یهودی بود اصرار فراوان داشت که فرزندش با دختری از خانواده ای کاتولیک وصلت نماید و برای این منظور او را به مدرسه ای کاتولیک فرستاد و بهمان شیوه نیز تربیت و بزرگ کرد. اندکی پیش از ازدواج ، آلبرت رسما به دین مسیحیت و مذهب کاتولیک گروید.
ماکس پس از اتمام تحصیلات ابتدائی و دبیرستانی در دانشگاههای استراسبورگ و هایدلبرگ به تحصیل در رشته حقوق پرداخت که آنرا در سال 1883 به پایان رسانید.  از زمان صدراعظمی  اتو فون بیسمارک  پرداختن به مسائل خاور میانه و خاورزمین بمثابه بکار بردن اهرم فشاری بر سیاست کشورهای اروپایی و بیش از همه انگلیس، در سیاست خارجه آلمان مطرح و عنوان شده بود. برای همین نیز فراگیری و آموزش زبانهای خاورزمین از سوی دولت آلمان تشویق و تا حدی نیز پشتیبانی میگردید. 

پس از پایان تحصیلاتش ماکس بهمراه چند نفر دیگر منجمله  کارل امیل شابینگر   که پسان کتاب  سیاستنامه  را از فارسی به آلمانی برگرداند، به برلین رفت. آنها در آنجا به فراگیری زبانهای شرقی پرداختند. در آنزمان در برلین سمینارهایی به منظور فراگیری زبانهای  فارسی، کردی، اردو، پشتو، عربی و ترکی عرضه میشدند که علاقه مندان میتوانستند در آنها شرکت نمایند و به یادگیری آنها بپردازند. ماکس در اینجا به آموختن زبان عربی روی آورد. 

پس از آن ماکس فون اوپنهایم به انجام سفرهایی در آفریقا پرداخت. او نخست به مرکز آفریقا سفری کوتاه داشت و در تانزانیا  مزرعه ای خرید که در آن قهوه بعمل میآمد.
در سال 1886 ماکس فون اوپنهایم  به مراکش رفت.  کشوری که در آنزمان هنوز در شرایط قرون وسطی بسر میبرد. اوپنهایم در آنجا با وجود خطرهایی که بخاطر خارجی و غیربومی بودن جان او را تهدید میکردند، با پوشیدن لباس محلی با مردم بومی مراوده  برقرار کرد و با ایشان بسیار نزدیک گردید بطوریکه حتی همراه ایشان به مساجد وارد میشد. 
یا اینکه یکبار همانند فردی مراکشی در بازار برده فروشان دختر جوانی را خرید و به عقد صیغه خود درآورد.
او با چنان مهارتی اعتماد افراد بومی را جلب نموده بود که در یکی از جشنهای محلی یک قبیله، سر بریده دشمنان قبیله را که پر از کاه کرده بودند در برابرش بنمایش گذاشتند. 

با سفر به کشورهای شمال آفریقا که از نقطه نظر استراتژیکی برای غرب بسیار پراهمیت بودند و با مطالعه بر روی موقعیت و وضعیت اجتماعی / تاریخی / سیاسی این کشورها، ماکس فون اوپنهایم آثار باستانی زیادی  مواجه گشت که با مشاهده آنها به کاوشهای باستانی علاقه مند گردید. 

او همچنین با ایجاد رابطه با وزارت امور خارجه وقت آلمان و داشتن تماس مستقیم با صدراعظم وقت آلمان هوهن لو Hohenlohe  در سال  1898 گزارشی کوتاه اما مفید برای پیشبرداهداف سیاسی کشورش  در مورد کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا به آلمان فرستاد که در آن وضعیت مسلمانان توصیف گشته بود. 
در اینزمان  اوپنهایم  ساکن قاهره  بود و  خانه ای داشت که در آن  شش خدمتکار، یک  باغبان بنام سلیمان و یک آشپز فرانسوی برایش کار میکردند. روزگار بر او سخت نمیگذشت و صیغه گرفتن را بخوبی فرا گرفته بود و بکار میبست.

Saturday, 25 June 2011

ناوگان چین و دریاسالار بخارائی پادشاهی میانه – بخش نخست

تاریخنگاران چینی جهان را به دو بخش خاوری و باختری تقسیم کرده بودند که چین در میان آندو قرار داشت، از اینرو آنها پیوسته از کشورشان با نام پادشاهی میانه یاد میکردند. این نام تا کنون نیز بر روی چین باقی مانده است.
مراد نویسنده در این نوشتار بیان شرح حال  دریاسالار پادشاه  میانه است  که موفق گردید ناوگانی از کشتی های غول پیکر جنگی و بازرگانی را در آبهای دو اقیانوس هند و آرام به حرکت درآورد و به کرانه های  دوردستی چونان خلیج پارس، خاور آفریقا و حتی برخی  نیز معتقدند باختر آمریکا هدایت نموده و کالاهای چینی را به بازارهای دوردست  برساند و در برابر آن اجناس سرزمینهای دوردست را به چین رهنمون سازد. سفر دریایی چنگ هه به باختر آمریکا هنوز در مرحله گمانه زنی است و سندیتی موجه ندارد.

صحبت اینجا از دریاسالار چنگ هه Zheng_He  و یا حاجی محمود شمس است که در سال 1371 میلادی در شهر کونمینگ در خانواده ای مسلمان که پنج  نسل پیشتر از بخارا به چین مهاجرت کرده بودند، بدنیا آمد. نیای بزرگ او یعنی همانکه از بخارا آمده بود  سید اجل شمس الدین عمر بخارائی  بود که در نوجوانی حمله مغولها را  به بخارا تجربه کرد و بعدها خودش در دیوان شاهان مغول بکار مشغول شد.
او در ابتدا در کابینه محمود جلاوخش که از خوارزم  میآمد و وزیر چنگیزخان و سه جانشین  پس از او شده بود، خدمت میکرد. زمانیکه محمود جلاوخش در قیام ترابی از حمله به بخارا و ویران  ساختن آن و کشتار مردمانش خودداری کرد (همه آنها سغدی بودند،  ن. ک. به سغدیها، سلاطین پنهان راه ابریشم – بخش پایانی ) ، او را بعنوان دستیار والی  به استان یون نان چین روان کردند یا بهتر بگوئیم  تبعید کرده و مقامش را در بخارا به پسرش دادند.
شمس الدین عمر نیز  بهمراه  وزیر  تبعیدی (محمود جلاوخش)  به استان یون نان در جنوب چین که زیر سلطه مغولها بود، مهاجرت کرده و در آنجا  همچنان در نزد او به  کار دیوانی خود  ادامه داد.
شمس الدین عمر کار دیوانی را چنان بخوبی  انجام میداد که  پزشک و تاریخنگار نامی ایران  خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی که خود  در دربار ایلخانان مغول  به کار  پزشکی  و پسان نیز به خواست امرای ایلخانی به  وزارت مشغول بود،  در ایران آوازه کارهایش را شنیده و از نمونه و بی نقص بودن  روشها و کارهای دیوانسالاری او گزارش داده است.  در ضمن این نمایانگر علاقه  به  داشتن پیوند و ایجاد رابطه میان باشندگان ایرانی در سده های پیش میباشد که علیرغم جدائی و دوری از یکدیگر از حال یکدیگر خبر میگرفتند و به نشان دادن و زنده نگاهداشتن این پیوندها و بستگیها علاقه داشتند.
کوتاه  نیز بنویسم که خواجه رشیدالدین فضل الله  را پسان  در سن هفتاد و چند سالگی  بر اثر دسیسه  دشمنان به اتهام  بی اساس  مسموم کردن سلطان محمد خدابنده  در تبریز محکوم و او را به دونیم کردند و چنانچه رسم  مغولان بود خانواده اش نیز بکشتند و اموالشان را بتاراج بردند و شهرک  دانشگاهی  ربع رشیدی  وی را نیز غارت  و خراب کردند.

باری  پس از مرگ محمود جلاوخش، مقام  والیگری استان یون نان  را به  شمس الدین عمر  که شایستگی  خود را در رسیدگی به امور کشاورزی و مالی و سپاهیگری  بارها به اثبات رسانده بود، پیشنهاد کردند و او نیز آنرا  پذیرفت.  استان یون نان بخاطر موقعیت استراتژیک و ثروتی که داشت  بسیار مورد توجه دربار مغول بود. 
شمس الدین عمر با مردمان بومی این ناحیه روابط  بسیار خوب و دوستانه برقرار نموده و توانست  که اعتماد و محبت ایشان را بخود و دستگاه همراهش که عمدتا سغدی بودند، جلب نماید بطوریکه مردم او را شاه میخواندند.

Friday, 24 June 2011

کشف بخش ناشناخته دیوار چین

دیوار بزرگ چین طولانی تر از چیزی است که تا کنون گمان برده میشد.
باستان شناسان چینی در ناحیه لیائونینگ که در شمال شرق چین واقع است موفق به پیدا کردن بخش ناشناخته ای از دیوار بزرگ چین گشتند. وضعیت این بخش از دیوار چندان مناسب نیست. 
نیاکان ساکنین بومی این اثر ثبت شده جهانی از سنگهای این دیوار برای ساخت خانه ها خود استفاده میکردند.

دیوار چین که در دوهزار سال پیش بمنظور جلوگیری از هجوم قبایل وحشی و نیمه وحشی شمالی به چین ساخته شده بود در دوران سلطنت دودمان مینگ که از سال 1368 تا 1644 ادامه داشت،  دوباره مرمت گردید و این بخش تازه یافته شده نیز در همان زمان به آن افزون گردید.
بخشهایی از این دیوار بزرگ بر اثر کشیدن راهها و ساختن مجموعه های نو از بین رفته است. 
اندازه این دیوار 8851 کیلومتر است که 6259 کیلومتر آنرا دیوار ساخته شده بدست بشر، 359 کیلومتر آنرا کندگ (خندق) و 2233 کیلومتر دیگر را موانع طبیعی چون تپه های غیرقابل عبور و رودخانه ها تشکیل میدهند.

آخرین پژوهشها بر روی این دیوار نشان دادند که برای ساختن آن از مواد مختلفی از جمله برنج ( ن. ک. به  ملات شگفت انگیز ) استفاده گردیده بود که این امر دانشمندان را نخست شگفت زده کرد ولی سپس متقاعد ساخت که از این گونه ملاتها میتوان در آینده استفاده نمود و آنرا بکار گرفت.

Monday, 20 June 2011

چگونه اینترنت به نابود کننده محیط زیست مبدل میشود

هر جستجو در گوگل به اندازه مصرف یکساعت لامپ کم مصرف برق بکار میبرد. بدینوسیله این وبسایت بگونه کاملا خطرناکی دی اکسید کربن تولید میکند.
در گذشته برای دریافت و یا ارسال اطلاعات میبایستی انسانها و یا کتب و جراید و یا هردو جابجا میشدند. بدینگونه که اگر کسی طالب اطلاعاتی میبود، میبایست بمراکز اطلاعاتی ( کتابخانه ها، دانشگاهها و یا دیگر مکانهای مشابه) مراجعه میکرد و یا اینکه کتب و جرایدی را که عمدتا در مکانهای دیگر به چاپ رسیده بودند، میخرید. 
هم خرید و فروش کتب و جراید و هم رفتن به مراکز اطلاعاتی  عمدتا مستلزم استفاده از خودرو و وسایل نقلیه دیگر بودند. به اینصورت صرفنظر از زمان، مقدار زیادی نیز انرژی فسیلی برای این جابجائیها مصرف میگردید که خود تولید کننده دی اکسید کربن بود.
با گسترش سیستمهای اینترنتی در جهان و تبادل و انتشار اطلاعات توسط آنها بنظر میرسید که این معضل جهانی به گونه مطلوبی  بهینه شده باشد و با متصل گشتن  رایانه های شخصی به شبکه های اینترنتی و رد و بدل اطلاعات  میان اشخاص و موسسات، بار بزرگ انتشار و مبادله آگاهیها از دوش محیط زیست برداشته شده باشد. اما با محاسبه پژوهشگران دانشگاه درسدن آلمان، دانشمندان بتازگی متوجه گشته اند که مصرف انرژی توسط شبکه های اینترنتی بسیار زیاد است.
بطوریکه برآیند میشود اگر گسترش اینترنت در جوامع و دستگاههای اداری با ضریب عمومیت یافتن امروزی آن ادامه یابد، تا سال 2030 شبکه های اینترنت در جهان معادل کل برق مصرفی امروز جهان را جهت به راه افتادن نیاز داشته باشند. امروزه اینترنت و شبکه های وابسته به آن تنها سه درصد مصرف جهانی برق را بخود اختصاص میدهند.
پژوهشگران دانشگاه درسدن بر این گمانند که اگر رشد شبکه های IT  روند امروزی را حفظ نمایند، بزودی چهل درصد کل برق تولید جهان را مصرف خواهند کرد.
برای نمونه، بنا به یک قانون فدرال در آمریکا، داشتن دسترسی به شبکه هایی مانند فیس بوک و تبادل اطلاعات توسط آنها برای کودکان زیر 13 سال ممنوع میباشد اما مارک زوکربرگ Mark_Zuckerberg   موسس وبگاه و شبکه فیس بوک بتازگی اعلام کرده است که درصدد میباشد تا مجوز دسترسی داشتن به فیس بوک را برای افراد زیر سیزده سال از دادگاه فدرال آمریکا بدست آورد. 
این بمعنای بالا رفتن مصرف و بکارگیری اینترنت میباشد (در اینجا بحثی از جنبه های مثبت و یا منفی چنین اقداماتی بمیان نمیآورم زیرا این خود مقوله جداگانه ای است).
از طرفی شبکه های اینترنتی خود مقادیر معتنابهی برق مصرف میکنند. امروزه استفاده از اینترنت بهمان اندازه تولید دی اکسید کربن در جهان میکند که هواپیماهای  شرکتهای هوایی جهان در مجموع تولید میکنند.
از سوی دیگر درست است که جابجائی اطلاعات توسط اینترنت، نیاز به جابجائی کتب و نشریات را محدود میسازد اما خود کامپیوترها که هر قطعه شان در جائی تولید میگردد، برای سرهم شدن میبایست که جابجا شوند و پس از تکمیل کار سرهم نمودن دستگاه،  خود این دستگاهها بایستی از محلی به محل دیگر انتقال یابند و این خود بدون مصرف انرژیهای فسیلی که توسط کشتی ها، قطارها و هواپیماها انجام میابد، امکان پذیر نیست.
نمونه دیگر همانا بازیهای کامپیوتری(اینترنتی) میباشد که بطور متوسط سالانه 1751 کیلووات ساعت برق را مصرف میکند (ن. ک. به تعریف ساده یک کیلو وات ساعت چیست؟ ). این میزان برق مولد 1،17 تن دی اکسید کربن در سال میباشد.

گرین پیس نیز با گزارشی زیر نام «اطلاعات کامپیوتری تو تا چه حد آلوده هستند؟» اخیرا کوشش نموده تا  در این زمینه به روشنگری گسترده بپردازد. در خاتمه این گزارش آمده است که با انرژی سده نوزدهم تکنولوژی سده بیست و یکم را به راه انداختن اشتباه محض میباشد و درخواست نموده که منابع تولید برق را سریعا و جدا بازنگری کنند.
برق مورد نیاز اینترنت میان 50 تا 80 درصد از راه انرژیهای فسیلی تامین میگردد. برای مثال مرکز اطلاعاتی و نگاهداری فایل شرکت  Apple در کارولینای شمالی قرار دارد. ایالتی که 69 درصد از برق مورد نیاز خود را از  منابع انرژی فسیلی و سی و یک درصد باقیمانده را از نیروگاههای هسته ای تامین میکند.

Sunday, 19 June 2011

کشف اهرام جدید در مصر


بهنگام بررسی عکسهای هوائی که توسط ماهواره های ناسا گرفته شده بودند بیش از هفده هرم جدید بهمراه 1000 گور و 3000 محوطه مسکونی باستانی در مصر یافته شدند.
خانم دکتر سارا پارچاک  استادیار دانشگاه آلاباما و سرپرست گروه باستان شناسان در وبسایت شخصی خود چنین نوشت : هر باستان شناسی آرزو دارد که بتواند روزی هرمی ناشناخته را کشف کند و من شگفت زده  و همچنین خوشحال هستم از اینکه ما توانستیم اینهمه محوطه باستانی را بصورت یکجا دوباره بیابیم.
برای اینکار گروه دانشمندان دانشگاه آلابامای آمریکا یکسال تمام نگاره های گرفته شده توسط سازمان فضایی آمریکا (ناسا) را بررسی و پژوهش میکردند. نگاره ها توسط دوربینهای مادون سرخ ماهواره ها گرفته شده بودند.
این دوربینها چنان قوی و دقیق هستند که میتوانند از فضا اجسام یکمتری را نیز در زیر خاک تشخیص دهند. بجز آن این دوربینها قادرند که اجسام مختلف ساخته شده از مواد گوناگون را از یکدیگر تمیز دهند. 
بدینگونه آنها توانستند که برای نمونه دیوارهای آجری مدفون شده در زیر خاک را از سنگ و خاکی که پیرامون آنها را پوشانده بود از یکدیگر تمیز دهند.
وزیر امور باستانی مصر زهی حواس اظهار داشت، نگاره های ماهواره ای برای اعلام نمودن یافتن اهرام نو کافی نیستند زیرا از روی آنها نمیتوان با اطمینان کامل گفت که آیا ساختمانهای مشخص شده بر روی نگاره ها هرم هستند یا نه. 
او ضمن اشاره به نگاره های ماهواره ای که چندی پیش وجود اجسامی را در جنوب اهرام مطبق ساکارا نشان دادند گفت پس از خاکبرداری معلوم شد که آنها اهرامی بودند که ساخت آنها زمانی آغاز گشته بود اما ساختمان آنها هرگز به پایان نرسیده بودند.
خانم  نیکول الکسانیان  باستان شناس آلمانی که سالهاست سرپرستی گروه کاوشگران آلمانی در مصر را بعهده دارد نیز بیان کرد که همه این اجسام نشان داده شده بر روی نگاره ها ناشناخته نبودند. 
وجود بیشتر آنها پیشتر هم معلوم بود تنها چیزیکه مانع از آغاز کارهای خاکبرداری  برای بیرون آوردن آنها میشد، مسئله تامین مالی بودجه عملیات بوده است.

بهر رو خانم سارا پارچاک و گروه همراهانش عملیات خاکبرداری در چندین ناحیه را آغاز کرده اند. مخارج این خاکبرداریها از سوی بنگاه سخن پراکنی بی بی سی تامین میگردد و در عوض کلیه امتیازات پخش اخبار و فیلمهای مربوط به یافتن و بیرون آوردن بناهای و اشیاء تاریخی آن متعلق به بی بی سی میباشد.
تاکنون در طی این خاکبرداریها دو هرم و یک خانه 3000 ساله از زیر خاک بیرون کشیده شده اند.

Friday, 17 June 2011

حاکمین اسرارآمیز کوههای آند – بخش پایانی

پایان کار امپراتوری اینکاها به اینصورت بود.
در سال 1524 فرانسیسکو پیزاروی  اسپانیایی به  سفر در درون  آمریکای جنوبی پرداخت  تا  سرزمینهای تازه ای را کشف و تسخیر نماید.
در سال 1527 هواینا کاپاک یازدهمین پادشاه بزرگ اینکاها، پس از سی و چهار سال پادشاهی، بهنگامیکه در شمال کشورش (کلمبیای امروزه) در جنگ با قبایل شمالی بود بهمراه شمار زیادی از سربازانش بر اثر بیماری آبله جان سپرد.
 بیماریهای زیاد و جدیدی بهمراه اروپائیان به قاره جدید آورده شدند که بومیان آنجا پیشتر از آن نمیشناختند و راه  مقابله  و درمان  آنرا نمیدانستند. پسر  و جانشین  هواینا کاپاک (هواینا کاپاک  حدود  پنجاه  فرزند داشت که بیشتر آنها نیز مذکر بودند)  بنام  نینان کویوچی  نیز اندکی پس از پدر بر اثر ابتلا به همین بیماری جانسپرد. از اینزمان بدبختی اینکاها آغاز گردید زیرا دو برادر نینان کویوچی  بنامهای  آتاهوالپا  Atahualpa  و  هواسکار   Huascar  بنای  ناسازگاری با یکدیگر  را گذاشتند. آتاهوالپا و هواسکار از دو مادر مختلف بودند.
مادر هواسکار ازهمان  خانواده سلطنتی میآمد که پدرش نیز عضوی از آن بود. بهمین خاطر نیز مورد توجه و پشتیبانی اشرافیت اینکا در کوسکو قرار گرفت.
مادر آتا هوالپا که پاکچا نام داشت نیز از یک خانواده سلطنتی میآمد اما این خانواده زمانی در کوئیتو (پایتخت امروزی کشور اکوادور) سلطنت میکرد و هنگامیکه هواینا کاپاک جوان بود به این ناحیه لشکر کشید و این منطقه را تسخیر نمود. او کاپچا شاهدخت پادشاه مغلوب را بهمسری گرفت و اختیار منطقه را که از آن پس جزئی از سرزمین او گشته بود به پادشاه مغلوب که اکنون پدرزنش بود، واگذاشت. در همین شهر بود که آتاهوالپا  بدنیا آمد و دوران کودکی را بسر کرد.
اشراف کوسکو با وجودیکه به آتاهوالپا و مادرش احترام فراوان مینهادند اما فراموش نیز نکرده بودند که پاکچا به کشوری تعلق داشته که در برابر ایشان جنگیده بود . هواسکار با پشتیبانی مردم کوسکو آتاهوالپا را دستگیر و بندی کرد اما او موفق بفرار گردید و روی بسوی سرزمینها شمالی امپراتوری اینکا نهاد. در آنجا او متحدینی یافت که به او کمک میکردند.
با وجود این آتاهوالپا مایل به جنگ با برادر نبود. او یکی از سپهبدان خویش را با هدایای زرین و سیمین فراوان به سوی هواسکار فرستاد. هواسکار و مشاورینش نیز قول داده  بودند که  آتاهوالپا را به  حال خود واگذارند  و حتی سمت ولیعهدی  و نایب السطنگی  را برای او منظور نموده بودند.  پس  از ورود  فرستادگان و هدایا به شهر کوسکو، هواسکار نخست هدایا را پذیرفت و سپس دستور داد تا  تمامی فرستادگان بجز سپهبد را بکشند. سپس سپهبد را جامه زنان پوشانید و بازگرداند.
آتاهوالپا خشمگین از این ماجرا بسوی برادر لشکر کشید. او لشکریانش را بفرماندهی دو سپهبد از دو سو بسمت  شهر تومی پامپا  واقع در سرزمین  کاناری  فرستاد. در آنجا  علیرغم  مقاومت  جانانه  مردم کاناری و نبرد سهمگینی که در گرفت، آتاهوالپا  پیروز گشت. 
او احدی را  در این سرزمین  زنده نگذاشت  و همه چیز را بسوخت. پس از سقوط  کاناری راه برای  پیشروی بیشتر آتاهوالپا  باز شد. سرانجام  در سال 1532 میلادی در بیرون دیوارهای کوسکو بزرگترین نبرد میان ایندو برادر انجام گرفت که در آن هواسکار شکست خورده، دستگیر و سپس به زندان افکنده شد.
در همان اوان یعنی در آوریل سال 1532 فرانسیسکو پیزارو  بهمراه سه  برادر ناتنی اش و  دیگر ملازمان در کرانه های  پرو  از کشتی پیاده شدند و در حالیکه از سوی اینکاها  تحت نظر گرفته شده بودند پا به داخل سرزمینهای اینکاها نهادند.  اینکاها که  شدیدا از دیدن اسب و آهن آتشزا (تفنگ) تحت تاثیر قرار گرفته بودند در ابتدا تنها نظاره گر باقی ماندند. آنها تعداد اسپانیائیها را نیز دستکم گرفتند. ضمن اینکه اینکاها از دیگر اقوام ساکن آمریکای جنوبی در مورد این تازه واردان سپید شنیده بودند که چون خشم گیرند بر بومیان بلا نازل شود.  
پیشتر هم اشاره شد که با ورود تازه واردان به قاره جدید آبله و سرخک نیز از اروپا به آمریکا برده شد و بر اثر آن بسیاری از بومیان تلف گشته بودند. آوازه  این بلای نو در سرتاسر  آمریکای جنوبی پیچیده شده بود. بومیان آمریکای جنوبی که پیش از آن اینگونه بیماریها را نمیشناختند و برایشان ناشناخته بود، شیوع این بیماریها را نشانه خشم تازه واردان میپنداشتند.

سرانجام نیز در پانزدهم نوامبر سال 1532 در کاخامارکا  نبردی میان همراهان پیزارو که عبارت میشدند از 106 نفر پیاده، 62 نفر سوارکار و سه دهانه توپ ( منابع گوناگون جمع سربازان پیزارو را میان 150 تا 280 گزارش داده اند) و لشکر چهل هزار تا هشتاد هزار نفری اینکاها درگرفت که تنها یکساعت دوام آورد. در پایان جنگ بیش از چهار هزار نفر اینکا کشته شده بودند، پادشاهشان  آتاهوالپا  دستگیر شد و بقیه یا فرار کردند و یا تسلیم گشتند.
آتاهوالپا میپنداشت که پیزارو با هواسکار کنار میآید و هر دو او را از میان بر خواهند داشت پس توسط پیامی که از زندان پیزارو برای عوامل خود ارسال نمود ترتیب کشتن برادرش را که هنوز اسیر طرفداران او بود، داد.  پس از آنکه این عمل فاش گردید، پیزارو خود را انتقام گیرنده  هواسکار نامید تا  کارش میان  بومیان آسانتر گردد. او نخست  به  آتاهوالپا  قول داد که در ازای دریافت مقادیر بسیار زیاد طلا و نقره آزادش کند، اما پس از دریافت غنیمت او را کشت.
این پایان کار اینکاها بود. از آن پس اینکاها فرمانبرداران اسپانیائیها گشتند و چنان فشار اجتماعی و روانی را از سوی ایشان متحمل گشتند که اثرات روانی آن پس از گذشت چندین سده ه تا به امروز هنوز به گونه های مختلف  مشاهده میشوند. هنوز برخی از آنها با وجود داشتن چهره و شمایل کاملا بومی آمریکائی، ماهیت اصلی خود را قویا تکذیب کرده و خود را اسپانیایی یا از اعقاب ایشان مینامند.
فرزانگان این قوم بتازگی برآن شده اند تا با گسترش زبان بومی خود، شخصیت اجتماعی خرد گشته خود را دوباره بازیافته و استوارش نمایند. آنها فرهنگ جدید را هم که بیشک موارد مثبت زیادی نیز دارد، نفی نمیکنند و کوشش مینمایند تا ایندو را با یکدیگر آشتی داده و در هم ادغام کنند.

Wednesday, 15 June 2011

تولید برق در خودرو توسط چرخ لنگر

ولوو  Volvo_Cars  درمیان تولیدکنندگان خودرو  نامی آشنا، شناخته شده و معتبر میباشد. سالها و حتی دهه ها ضریب و سیستمهای ایمنی این خودرو از سوی خودروسازان بزرگ جهان مورد غبطه قرار میگرفت.
ولوو پیوسته در تلاش بود تا با آوردن و عرضه نمودن نوآوریهای مفید از جمله پیشتازان در صنعت خودروسازی باشد و بود.

بتازگی سخنگوی این خودرو سازی اعلام نموده که ولوو در صدد است تا در پائیز امسال خودروئی با چرخ لنگر بخصوص را آزمایش نموده و شرایط عرضه به بازار آنرا بررسی کند.  به کمک این چرخ لنگر میتوان به موتوری چهارسیلندره نیروی موتورشش سیلندر داده و بدینوسیله مصرف سوخت فسیلی برای رسیدن به این توان در خودرو را تا بیست درصد پائین آورد.
سازمان محیط زیست سوئد که سازمانی دولتی میباشد با پرداخت 735000 یورو به شرکت ولوو به طراحی و تکامل این چرخ لنگر کمک مالی کرد. در طراحی این چرخ لنگر همچنین کنسرن  SKF  که یکی از شعبات وابسته به ولوو میباشد، فعالیت و مشارکت موثر داشته است.

چرخ لنگر جدید که  Flywheel-KERS  نام دارد به محور چرخ عقبی خودرو متصل میباشد. این چرخ لنگر بهنگام ترمز گرفتن تا 60 هزار دور در دقیقه میزند و نیروی گردشی را در خود جمع مینماید. پس از ترمز و بهنگام حرکت دوباره، نیرویی که بر اثر 60000 دور در دقیقه تولید و ذخیره شده بود بوسیله ترانسفورموتور بخصوصی دوباره به چرخهای عقب خودرو منتقل گشته و آنها را به گردش در میآورند.
نیروی ذخیره شده به این طریق را میتوان هم برای شتاب دادن خودرو بکار گرفت و هم برای تداوم حرکت آن. این چرخ لنگر از الیاف کربنی ساخته شده است و تقریبا تا شش کیلوگرم وزن و حدود بیست سانتی متر قطر دارد. از آن گذشته برای جلوگیری از فرسایش سریع الیاف کربنی، چرخ لنگر را توسط محفظه محاطی  در حالت خلاء نگاه میدارند.

دکتر درک کراب  Derek Crabb   نایب رئیس کارخانه ولوو میگوید : اگر تکامل و آزمایشهایی که باید بر روی این چرخ لنگر انجام بگیرند با موفقیت تمام شوند و همه چیز مطابق برنامه پیش برود، امیدواریم که تا یکی دو سال دیگر آنرا به تولید انبوه برسانیم.

Monday, 13 June 2011

حاکمین اسرارآمیز کوههای آند – بخش دوم

زمانیکه میان سالهای 1150 تا 1300 میلادی هوا در کوههای آند گرمتر شد اینکاهای ناحیه کوسکو از آن سود برده و دامنه سکونت خود را به 250 متر تا 300 متر بالاتر گسترش دادند و با ایجاد کشتزارهای پلکانی که بوسیله سیستمهای آبیاری پشتیبانی میشدند موفق به برداشت بیسابقه و دایمی از زمینهای زیرکشت ذرت گردیدند.
این آسان گشتن و مداوم بودن کشت و برداشت از کشتزارها باعث گردید که اینکاها بتوانند عده ای از بزرگران را بجای کار در کشتزارها با کارهایی شبیه راهسازی، شهرسازی و بنیانگذاری ارتشی نیرومند، مشتغل نمایند. با این امکانات نو پادشاهان اینکا در موقعیتی قرار گرفتند که بتوانند به سوی سرزمینها و دارایی دیگران نظر بیفکنند. آنها ابتدا با تیره ها و اقوام کنار خود پیمان دوستی بستند، دختران بزرگان ایشان را بهمسری گرفتند و پیشکش های شاهانه به متحدین خود بخشیدند.
پس از آن آنها از دیگر قبایل طلب خراج نمودند. اگر هم کسی خراجگزار نمیگردید او را به جنگ تهدید میکردند. بدینوسیله  تمامی سران  تیره ها و دره های  مجاور یکی  پس از دیگری به  انقیاد  اینکاها  درآمدند  تا اینکه سرانجام  تنها یک مرکز  قدرت باقی ماند،  کوسکو.
اینکاها بهمین نیز بسنده نکردند و چشم خود را به مناطق دورتر مانند دریاچه  تی تی کاکا  دوختند. سرانجام پس از 1400 پاچاکوتی که پیشتر هم از او نام برده شد در وضعیتی قرار داشت که بتواند به سرزمینهای جنوبی علاقه پیدا کرده و برای الحاق آنها به سرزمین خویش نقشه هایی در سر بپرورد.
در اواسط سده پانزدهم ارتشی از کولا که خود را تا به دندان مسلح کرده بودند در شمال دریاچه تی تی کاکا گرد هم آمد تا جلوی پیشرفت اینکاها را بگیرد.

پادشاه اینکاها، پاچاکوتی که بر روی تختی حمل میشد در کنار میدان جنگ فرمان حمله را صادر نمود. زمانیکه جنگ به پایان رسید، زمین پوشیده  از پیکرهای  کشتگان کولاها  گشته بود. در سالهای  بعد  پاچاکوتی و جانشینانش تمامی نواحی  جنوب را به  زیر فرمان  خود درآوردند. این  پیروزیها ابتدای کار اینکاها برای ایجاد  کشوری واحد و سازمان یافته  بودند. پس  از اتمام کشورگشایی، مامورانی  گماشته شدند تا  با وضع  قوانین اجتماعی، زندگی شخصی  و اجتماعی اینکاها  را سامان دهند.

مهندسین اینکا مامور ساخت راههایی گشتند که تا فاصله های بسیار زیاد ادامه داشتند تا ارتباطات نظامی، کشوری و بازرگانی مرتب و برقرار گردند. در کرانه اقیانوس اینکاها راهی بدرازای 4000 کیلومتر ساخته بودند و در کوههای آند از اینهم بیشتر. 
راهی در آنجا وجود داشت که درازایش برابر با 5200 کیلومتر بود. گمان میبرند که مسافت کل راههایی را که اینکاها ساخته بودند بالغ بر 40000 کیلومتر میشد. در این راهها پیکهایی وجود داشتند که میتوانستند در مدت یکروز خبری را تا مسافت چهارصد کیلومتری برسانند و آنهم در شرایطی که اسب و یا قاطری در آنزمان آمریکای جنوبی وجود نداشت.
برزگران به کشت و برداشت هفتاد گونه محصول کشاورزی (از میان آنها بیست نوع ذرت ، 240 نوع سیب زمینی ، انواع لوبیا، کدو، گوجه فرنگی  ، فلفل دلمه ای، آووکادو،  کاساوا و و ...) پرداختند که بوسیله راههای ساخته شده سودا گشته و خرید و فروش میشدند. 

کشتزارهای اینکاها بیشتر بصورت طبقه ای در دامنه کوهها قرار داشتند که توسط روشهای آبیاری بسیار دقیق، بموقع و درست به اندازه کافی آبیاری میگشتند بدون اینکه آبی بهدر رود و یا طغیان آب حاصل از فراوانی نزولات آسمانی  آسیبی به کشتزاری برساند. 
برای این منظور اینکاها متخصصینی را که کامایوک نام داشتند استخدام کرده بودند که اوضاع جوی و میزان تبخیر آب و یا بارش باران را طی نسلها بطور کاملا دقیق زیر نظر گرفته بودند و بر چگونگی حال آنها آگاهی کامل داشتند. شیوه های آبرسانی و آبیاری اینکاها با طبیعت در همگونی و هماهنگی کامل بود و به محیط زیست خود فشاری وارد نمیآورد. در انبارهای مخصوصی که در گوشه و کنار این امپرتوری ساخته شده بودند، غلات  و برداشت از زمینها را برای مدت زمانی میان سه تا هفت سال ذخیره میکردند. 

معماران به ساخت بناهای محکم و دقیق و محاسبه شده روی آوردند که از نظر کارایی فنی و تناسب با مجتمعات جانبی و همگونی و استفاده از طبیعت اطراف هنوز هم در سده بیست و یکم  برای کارشناسان و خبرگان شگفت انگیز و غیرقابل تصور هستند. 
پنداری که آنها را برای استفاده تا ابد ساخته بودند. بناهایی که بیشتر از سنگ خارا ساخته شده بودند و چنان این سنگهای با اندازه های گوناگون را رویهم قرار داده بودند که در منطقه زمین لرزه خیزی مانند پرو، کمترین خسارات به آنها وارد آید و از این رو بناهای ایمن و محکمی محسوب میشدند.
کل این بناها را اینکاها بدون بکار بردن اسب و گاری ساختند. اصولا اینکاها صرفنظر از اینکه اسب نداشتند از وجود چرخ و استفاده از آنهم بی اطلاع بودند.

Saturday, 11 June 2011

ذرت به رقابت با پلاستیک برمیخیزد

وابستگی جهان به مصنوعات پلاستیکی  بیمارگونه گشته است. پلاستیک دریاها و اقیانوسها را نیز آرام نگذاشته و آنها را نیز میآلاید ( ن. ک . به زباله های پلاستیکی در دریاها ). 
سالانه 230 میلیون تن پلاستیک و یا مصنوعات پلاستیکی که به آسانی نیز قابل بازیافت نیستند در جهان تولید میگردد. ضمن بالا رفتن جهانی قیمت نفت، هزینه تولید مواد مصنوعی پلاستیکی نیز بطور قابل توجهی صعود کرده است.

سیاست، اقتصاد و موسسه های علمی جهان در جریان امر قرار دارند اما گسستن از این مواد به آسانی نیز میسر نمیباشد. بازیافت مصنوعات پلاستیکی تا حدی این مصیبت را جبران مینماید اما با تولید روز افزون مواد پلاستیکی این بازیافتها نیز جوابگو نخواهند بود. از اینرو مدتهاست که پژوهشگران در پی یافتن جانشینی مناسب برای تولیدات پلاستیکی هستند که از مواد نفتی مشتق نگشته بلکه از بازمانده های مواد غذایی باشند که بازیافتشان در طبیعت به آسانی انجام پذیرد.
آنها در پی یافتن این جانشین احتمالی راههای گوناگونی آزمایش کردند. برای نمونه از پرهای ماکیانها. 

در یک جلسه گرد هم آیی در  آمریکا دانشمندان نوعی بیوپلاستیک را عرضه نمودند که از  آرد حیوانات  تهیه شده بود. سالانه 1،35 میلیارد کیلوگرم ضایعات گوشتی و تا چهار میلیارد کیلوگرم پر ماکیانها تنها در ایالات متحده آمریکا تولید میگردد که بخش اعظم آن بدور ریخته میشود.
جالبتر، دلپذیرتر و شگفت انگیزتر از آن استفاده از محصولات کشاورزی مانند نیشکر و یا ذرت برای تهیه بیوپلاستیک میباشد. هم اکنون در اروپا بیوپلاستیکهایی که از ایندو محصول کشاورزی تهیه میگردند در بازار عرضه میشوند اما این تولیدات حتی یک درصد از کل نیازهای اروپا را قرآورده نمیکنند.

بایست دانست که بیوپلاستیکی که از گیاهان تهیه میگردد الزاما برای محیط زیست سودمند نیست  همانطور که تولید بنزین بیو (ن.ک. به E10  بنزین بیو ) خود بخود برای طبیعت مفید نبود.
پژوهشگران آمریکایی دانشگاه پیتسبورگ هفت پلاستیک ساخته شده از مشتقات نفتی، چهار گونه بیوپلاستیک و یک پلاستیک هیبریدی را با یکدیگر مقایسه کردند و متوجه گشتند که بیوپلاستیکها در حال حاضر برای محیط زیست خطرناکتر هستند تا پلاستیکهای ساخته شده از مشتقات نفتی. دلیل آن نیز استفاده از کودهای شیمیائی و سموم دفع آفاتی بودند که در کشت گیاهان مورد نیاز برای تهیه بیوپلاستیک بکار گرفته شده بودند.

در مورد مضرات پلاستیکهای معمولی آگاهی به اندازه کافی وجود دارد اما واژه بیوپلاستیک به تنهایی میتوانست مشتبه کننده باشد.
کشت صنعتی ذرت بمنظور دستیابی به مواد اولیه ارزان مورد نیاز برای تهیه بیوپلاستیکها خود فشاری بر گرده طبیعت میباشد. از آنگذشته بازیافت بیوپلاستیکها با سوزاندن و با حرارت بالا انجام پذیر است که این خود بر میزان دی اکسید کربن تولید می افزاید.
در آلمان نیز آزمایشات و مقایسه هایی از ایندست میان بیوپلاستیک و پلاستیک معمولی انجام گرفته است. 
انستیتوی انرژی و محیط زیست شهر هایدلبرگ پس از انجام آزمایشهای فراوانی به این نتیجه رسید که مقایسه میان ایندو گونه پلاستیک نتیجه را در حالت تساوی میان آنها نشان میدهد.

در پایان پژوهشگران آمریکایی و آلمانی بطور جداگانه به این نتیجه رسیده اند که بیوپلاستیک را بعنوان آلترناتیوی برای پلاستیک معمولی نباید  از نظر بدور داشت  اما تحولات و انقلابات  فراوانی در زمینه تولید و بازیافت  آن بایستی انجام پذیرد تا بر اثر آنها  بتوان از بیوپلاستیک بعنوان محصولی بیخطر برای محیط زیست صحبت نمود. تا آنزمان بیوپلاستیک محصول سبزی نیست.

Thursday, 9 June 2011

خرد گروهی انسان سده بیست و یکم در بوته آزمایش

مر  مرا   تقلیدشان   بر  باد  داد
که دو صد لعنت بر این تقلید  باد
"جلال الدین محمد بلخی"

پژوهشگران  دانشگاه زوریخ  سویس دست به انجام آزمایش جالبی زدند که نگریستن به نتایج آن میتواند اندیشه برانگیز باشد. آنها 228 نفر از دانشجویان را به انجام آزمایشی فراخواندند. این دانشجویان از گروههای تدریسی گوناگون بودند و در ابتدا به قید قرعه به دو دسته صدوچهارده نفری تقسیم گشتند.
در برابر هر کدام از ایندسته ها یک سری پرسشهای امتحانی قرار دادند.  پرسشها بیشتر مربوط به اطلاعات عمومی در سطح متوسط میشدند تا پاسخ دادن به آنها چندان دشوار نباشد. برای اینکه دانشجویان به فکر انجام پاسخ دادنهای سرسری نیفتند از ابتدا مقرر گردید که هر دانشجو در ازای هر پاسخ درست مقداری پول دریافت نماید.
پرسشها از اینگونه بودند : درازای (طول) مرز میان سویس و ایتالیا چه اندازه میباشد؟ و یا تراکم جمعیت در کانتونهای (نامی که برای ایالات در کشور سویس استفاده میگردد) چگونه است؟ پرسشهایی که پاسخ دادن به آنها برای باشندگان سویسی نسبتا براحتی انجام میگیرد.

پرسشها برای هر دو گروه یکسان بودند و تنها فرق میان دو گروه این بود که شرکت کنندگان دسته دوم بهمراه برگه آزمایش، میانگین پاسخهای گروه نخست را نیز دریافت کردند تا با پاسخهای خود مقایسه نمایند. 
میانگین پاسخ به این معنا که اگر اکثر افراد گروه نخست به یک پاسخ مشخص رسیده بودند، پژوهشگران آن پاسخ را بعنوان پاسخ همگانی برگزیدند و مهم نیز نبود که آیا پاسخ درست میباشد و یا نه.
پس از انجام آزمایش مشخص گردید که میانگین پاسخهای واقعا درست گروه نخست درصد بالایی را تشکیل میداد در صورتیکه میانگین پاسخهای درست گروه دوم کمتر بودند. این آزمایش را یکبار دیگر با طرح پرسشهای جدید انجام دادند، تنها این بار میانگین پاسخهای گروه دوم را بهمراه برگه آزمایش در اختیار افراد گروه نخست قرار دادند.
این دفعه میانگین پاسخهای درست گروه دوم درصد بالاتری را نسبت به گروه نخست تشکیل میدادند.
در مجموع پنج بار این آزمایش را انجام دادند و هر بار نیز گروهی که میانگین پاسخهای گروه دیگر را در اختیار داشت، پاسخهای درست کمتری را عرضه مینمود.

پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که شرکت کنندگان در مجموع با وجودیکه پاسخهای صحیح را میدانستند اما هر بار با مشاهده میانگین پاسخهای گروه دیگر که عمدتا نیز درست نبودند، بخود شک راه داده و رای خود را دگرگون میکردند.
پروفسور دیرک هلبینگ Dirk_Helbing سرپرست گروه پژوهشگران پس از  انجام مصاحبه با شرکت کنندگان در آزمایش به این نتیحه رسید که هربار شرکت کنندگان با وجودیکه واضحا نظر خود را تغییر داده بودند اما قویا  معتقد بودند که  پاسخهای  خود را نوشته اند و تحت  تاثیر دیگران قرار نگرفته اند. او ادامه میدهد که انسانها زمانیکه دریابند که دیگران چه فکر میکنند و چگونه عمل مینمایند، عمل و فکر خود  را  با اکثریت مطابقت میدهند. او میگوید  اگر  این آزمایش را  مبتنی بر کنش و واکنش انسانها در سده حاضر بدانیم، متوجه میگردیم که ناهمگونی در عملکرد بسیار پائین میآید اما این به معنای پائین  آمدن میزان وقوع اشتباه در عملکرد نمیباشد.
او گزارش این آزمایش خود را در نشریه الکترونیکی علمی  پناس PNAS   منتشر کرده است.
پژوهشگران بر این گمانند (معتقدند) که بنگاههای تبلیغاتی کالاها از خیلی وقت پیشتر از این پدیده آگاهی داشته اند و پیوسته از پدیده  میل به دنباله روی گروهی در انسانها بخوبی استفاده میکردند و انسانها را به خرید کالاهایی که در حالت عادی  بطور جدی مایل به خریدشان نبودند، تشویق میکردند.